فتح ابلمبین را که یادتان هست
همان که روایت فتح دلم شده بود و من حیث لا یحتسب روزی میدادند
دلم برایش تنگ شده
سلامتان را به او خواهم رساند
برچسب:
نویسنده: آتنا نیکفر
قرار بود بره یکی دو تا نخل رو جا به جا کنه
اما هر چی بهش می گفتم برنامه ات چیه نمی گفت
بعدا فهمیدم برای این نمی گفت که من رفتنم رو کنسل نکنم
خلاصه اینه این عکس همونجایی گرفته شد که ابتکار می گفت ماهیگیران مشغول ماهی گیری اند
تالاب شادگان
ماهی کباب و قهوه تلخ
و رفاقتی شیرین
پی نوشت:
جا به جایی نخل تخصص مردمان این شهره
کاشت نخل چه در زمین چه نخل دوستی در قلب

برچسب:
نویسنده: آتنا نیکفر
برچسب:
نویسنده: آتنا نیکفر
پیام داده من اسم مادرمو گوهر نایاب سیو کردم شما چی
من اسم مادرمو توی گوشی سیو نکردم چوون تنها شماره ایه که حفظم
و واژه ای به جای اون نیافتم
برچسب:
نویسنده: آتنا نیکفر
برچسب:
نویسنده: آتنا نیکفر
برچسب:
نویسنده: آتنا نیکفر
برچسب:
نویسنده: آتنا نیکفر
شاید باور کردنی نباشه
از صبح بارون میاد ولی برقا نرفته
برچسب:
نویسنده: آتنا نیکفر
توی صبگاه حلقه می زدیم
یک دو سه
مثلا نرمش بدن بود اما واقعا ورزش حنجره بود
بیشتر صدا میکردند تا بدنشان را تکان دهند
عثمان سنی بود و ارشد
وقتی میدید شل هستن می آمد وسط می گفت
یک دو سه.... علی
وقتی شل جواب میدادند میگفت من که سنی ام علی رو بلند تر میگم
امروز به برخی احوالات جامعه که نگاه می کردم میدیدم مذهبی های مصطلح سینه شان را برای برقراری عدالت برای عموم چاک نمی کنن
شاید زبانشان به ذکر علی زیاد نچرخیده باشد
#خاطرات_اجباری_و_مقدس
برچسب:
نویسنده: آتنا نیکفر
داره تعداد دفعاتی که رفقا آدرس خونمون رو بهتر به خاطر میارن زیاد میشه
یا باید خونمون رو بهتر یاد بگیرم
یا برای جلوگیری از ضایع شدن آدرس خونمون رو عوض کنم
برچسب:
نویسنده: آتنا نیکفر
شده گذر خدام
سلفی میگیرن
نماز و دعا و گریه هاشون رو هم دارن
بندگان خدا بعد یه روز هدایت زوار و ماشین ها الان رو می خوان یه جوری با شهدا باشه
بعضیا هم که فردا توی مناطق تقسیم میشن و از الان برای سلام و خداحافظی میرن و میان
یکی هور
یکی فکه
معراج مینیاتوری از دوکوهه ی اون موقع ها شده
پی نوشت
یه دردی این روزا به جانم افتاده که فردای روزی که در معراج بودم خبری ازش نبود
شاید لازم باشه سلام همه رو به شهدا برسونم تا جوابشون رو من هم تاثیر بذاره
برچسب:
نویسنده: آتنا نیکفر
برچسب:
نویسنده: آتنا نیکفر
برچسب:
نویسنده: آتنا نیکفر
برچسب:
نویسنده: آتنا نیکفر
تازه یاد گرفته بودم از لوله آب بخورم
یادمه سری اول دو روز آب نخوردم
و همه اش دنبال آب تصفیه می گشتم
فراموش کرده بودم میشه از لوله آب خورد
دیشب کمی آب خوردم الان دوباره خواستم از لوله آب بخورم
یادم اومد نمیشه
مثل آدمای متدمن یه لیوان برداشتم و سراغ آب سرد کن با منبع آب تصفیه رفتم
و یه سلام خواستم به ابتکار بدم اما پشیمون شدم و به شمر لعنت فرستادم
برچسب:
نویسنده: آتنا نیکفر

برچسب:
نویسنده: آتنا نیکفر

برچسب:
نویسنده: آتنا نیکفر
برچسب:
نویسنده: آتنا نیکفر
برچسب:
نویسنده: آتنا نیکفر
چرا شمعی به محراب حق نمی افروزید؟
و از سر ادب
پا پیش نمی گذارید؟
روزگاری حتی سرهاتان از من دریغ نمی شد
حال از آغوشم می گریزید
روزگاری
مطاف بودم شما را
و حال چهره از من پنهان می کنید
من در حصار یهود و نصاری مانده ام
و شما به رهایی ام نمی کوشید
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: آتنا نیکفر
برچسب:
نویسنده: آتنا نیکفر
برچسب:
نویسنده: آتنا نیکفر
برچسب:
نویسنده: آتنا نیکفر
برچسب:
نویسنده: آتنا نیکفر
برچسب:
نویسنده: آتنا نیکفر
برچسب:
نویسنده: آتنا نیکفر
یک مشت خاک درون بطری ریختم از فارس گرفته تا الخ منتشر کردن
اما مردمی درون خاک دفن شدن و در تاریکی به سر بردن، چنین سرعتی در انتشار آلامشان نداشت
یک تفاوت وجود داشت
اصل مجاورت
هر اتفاق بیخ گوش مرکز بیفتد را رسانه مهم می کند حتی خاک بازی ما در رسانه های دیجیتال
اما وافعیت های دردناکی در کمی آن طرف تر خطابش جمله مسئولیت ما این نیست، خواهد بود
درست همان جمله ای که سردار سنایی معاون سیاسی سپاه در غرفه رسانه ای از اهوز گفت
برچسب:
نویسنده: آتنا نیکفر
استقبال که نه اما یه چیزی توی همین مایه ها توسط بازدید کنندگان غرفه اهواز(عروج) برای نوشیدن آب اصل اهواز

برچسب:
نویسنده: آتنا نیکفر
چند روزی است دلم دنبال تو می گردد
حال که دور افتاده ام حتی از خودم،
که اگر چنین نبود تو اقرب الی من حبل الورید بودی
باید تو را تازه کنم در وجودم
امید که بیابمت کنار انان که شمشیر به کف آماده خروج از دل خاک اند برای یاری چهارمین فرزند از نسل تو
برچسب:
نویسنده: آتنا نیکفر
چند سالی است وقتی به شاه عبدالعظیم میرم بعد از اون سری به مزار خودم میزنم
قبری که منتظر صاحبش است
از آن رزروی ها
یک سنگ سفید که تنها نام کوچک من بر آن نقش بسته است
امیدوارم این مزار صاحب دیگری برای خود بیابد چرا که نذر کرده ام در مرگم اثر و نشانی از او باشد
و این اثر در مزار نمی گنجد
برچسب:
نویسنده: آتنا نیکفر